از عشق زنی که مومیایی شد . . .

این روزها عجیب دلم می خواهد خودم باشم
خودم نبودم
بودم؟
صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
تماس با نویسنده
پروفایل احسان خلیلی
دسته بندی موضوعی
گریه ژکوند
آرشیو
تیر 1388
دی 1387
مهر 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
آذر 1386
تیر 1386
اسفند 1385
دی 1385
آبان 1385
مهر 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
لینک دوستان
مجله ادبي شمال ايران
شکار لحظه ها
جلیل صفربیگی
باران سپید
درخت و بارون
پلاك سوخته /اميد فرهادپور
سعید شجاعی
اسماعیل مهرانفر
مریم حقیقت
غزل محـــض
مهدی کمالی/ داداش من
آرزو اذانگو
گفتــــن نگـــين
حـــــس اول
روباه سفيد
الـــو خدا
داريوش تربتي
محمد عرب خزائلي
شهرام میرزایی
مسافر / قاسم صرافان
باران / محمود گرجی
ذهن آشفته عارف/ ناصر آسیابانی
رضا شیبانی
سید مهدی موسوی-دکتر
راحــــــله
حسین آقای دوست داشتنی
رقيه خدابنده
سکوتستان / امين شيرزادي
خواهرم ماجده
شب ققنوس / پسرعمو
طه
رضا منزوي
حلقه ارتعاش
احسان مهدیان
سلام فاطمه جان
امروز از انقلاب تا آزادی راهی نیست
که مملو جمعیت است پرچمی که میرقصد بدون باد
مدادهای رنگیم را بگیر تا قاطی کنم
راستی فاطمه عزیزم تا میتوانی خودت باش
تو میتوانی!!!
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
مطلب زیر رو یکی از دوستان بی پلاکم برام کامنت خصوصی گذاشته بود- بدرد شما هم میخوره!!
من از یک راه طی شده با شما حرف میزنم .من هم سالهای سال در یكی از دانشكدههای هنری درس خواندهام، به شبهای شعر و گالری های نقاشی رفته ام.موسیقی کلاسیک گوش داده ام. ساعتها از وقتم را به مباحثات بیهوده درباره چیزهایی كه نمیدانستم گذراندهام. من هم سالها با جلوه فروشی و تظاهر به دانایی بسیار زیستهام. ریش پروفسوری و سبیل نیچهای گذاشتهام و كتاب «انسان تك ساختی» هربرت ماركوز را -بیآنكه آن زمان خوانده باشماش- طوری دست گرفتهام كه دیگران جلد آن را ببینند و پیش خودشان بگویند:«عجب فلانی چه كتاب هایی میخواند، معلوم است كه خیلی میفهمد.»... اما بعد خوشبختانه زندگی مرا به راهی كشانده است كه ناچارشدهام رودربایستی را نخست با خودم و سپس با دیگران كنار بگذارم و عمیقاً بپذیرم كه«تظاهر به دانایی» هرگز جایگزین «دانایی» نمیشود، و حتی از این بالاتر دانایی نیز با «تحصیل فلسفه» حاصل نمیآید. باید در جست و جوی حقیقت بود و این متاعی است كه هركس براستی طالبش باشد، آن را خواهد یافت، و در نزد خویش نیز خواهد یافت.
سعی كردم كه خودم را از میان بردارم تا هرچه هست خدا
باشد و خدا را شكر بر این تصمیم وفادار ماندهام. البته آنچه كه انسان می
نویسد همیشه تراوشات درونی خود او است- همه هنرها اینچنیناند كسی هم كه
فیلم میسازد اثر تراوشات درونی خود اوست- اما اگر انسان خود را در خدا
فانی كند آنگاه این خداست كه در آثار ما جلوهگر میشود. حقیر اینچنین
ادعائی ندارم اما سعیام بر این بوده است.
قسمتی از نوشته های شهید آوینی
تقدیم به خلیلی عزیز